ویرایش

«ویرایش» از مصدر فارسی «ویراستن» است. پیشوند «Vi» به معنای دور از هم و جدا و «Razis» به معنای نظم و ترتیب و دربر گیرنده معانی «پیراستن» و «آراستن» است. معادل انگلیسی «Edit» و عرفی «تحریر» است.
در گذشته، مصححان متون کهن فارسی با اصلاح، تجدیدنظر و مقابله متون، همان کار ویراستاران را انجام می‌دادند. کم‌کم با تدوین کتاب‌های دستور زبان فارسی و قاعده‌مند شدن آن، صدها کتاب و مقاله دربارۀ مسائل خط، درست‌نویسی و املا نگاشته شد. امروزه، ویرایش یا روی کاغذ یا به روش الکترونیک در رایانه انجام می‌شود.

خدمات ویراستاری

انواع ویرایش

 

ویرایش زبانی - ساختاری

  • رفع خطاهای دستوری، ساختاری و جمله‌بندی؛
  • اصلاح انحراف از زبان معیار و یکدست کردن زبان نوشته؛
  • ابهام‌زدایی از عبارت‌های نارسا، مبهم، متناقض و عامیانه؛
  • حذف واژگان، تعابیر و اصطلاحات و عبارت‌های تکراری و زائد، عامیانه، ناقص، نارسا، متضاد و متناقض؛
  • کوتاه کردن جمله‌های طولانی؛
  • ساده‌سازی و روان‌سازی متن از نظر جمله‌بندی؛
  • گزینش واژگان مناسب برای واژگان غیرفارسی.

ویرایش ادبی

  • بررسی و نقد متون ادبی اعم از شعر، داستان و … در جایگاه چشم سوم نویسنده و ارائه مشاوره به او در جهت بهبود کیفیت اثر؛
  • بررسی ساختار متن ادبی و ویرایش عیوب ساختاری؛
  • اصلاح وزن‌ و قافیه در شعر.

ویرایش محتوایی

  • حذف، کاهش یا تلخیص مطالب تکراری، غیرضروری، غیرمستند، مبتذل، نامتعارف، سست و ضعیف؛
  • اصلاح، تنظیم و جابجایی مطالب برای انسجام و یکدستی نوشتار؛
  • افزایش برخی نکات فراموش‌شده یا جاافتاده در متن یا پاورقی؛
  • مقابله متن با اصل (در صورت ترجمه یا تصحیح متون کلاسیک)؛
  • توضیح، یادآوری یا پیشنهاد ضروری در پاورقی و با ذکر کلمۀ ویراستار (با اجازۀ مؤلف)؛
  • بازبینی و تصحیح مطالب نادرست، متناقض و غیرعلمی (ذوالفقاری، 1396: 9-13).

ویرایش ساختاری

هرقطعه نوشته شده‌ای را نمی‌توان متن دانست. ممکن است چند جمله کاملاً درست را به دنبال هم بچینیم و از آن قطعه‌ای بسازیم، اما این عبارات و جمله‌ها، لزوماً متن نخواهند ساخت، قطعه‌ای که شرایط متن بودن را نداشته باشد به آسانی درک نخواهد شد و تأثیر لازم را به جا نخواهد گذاشت.
پل گرایس اصلی دارد به نام «اصل همکاری» که در آن می‌گوید هر قطعه کلامی، به منظور رسیدن به تفهیم و تفهم آرمانی، باید دارای چهار شرط باشد: کمیت، کیفیت، ربط و شیوه. هر یک از این چهار اصل نقش مشخصی در ساختن متن دارند و اشکال یا نارسایی در هر یک از آن‌ها متن را از متنیت ساقط می‌کند.
اصل کمیت می‌گوید در توصیف موضوع نباید کم گذاشت یا زیادتر از حد لازم گفت. اگر کسی در ساعت دو و سی دقیقه و سی ثانیه بعدازظهر در خیابان از ما بپرسد «ببخشید، ساعت چند است» و ما در پاسخ بگوییم «خواهش می‌کنم، ساعت دو و سی دقیقه و سی ثانیه بعد از ظهر است» پاسخ مناسبی نداده‌ایم. در این پاسخ سیزده کلمه آمده است که ده تای آن‌ها زائد است؛ زائد در حد مخل نه زایدی که صرفاً بی‌خاصیت باشد. پاسخ درست و مناسب پرسش مذکور عبارت زیر است: «دو و نیم.»
از طرف دیگر، فرض کنید وارد رستورانی شده و پشت میزی نشسته باشیم. خدمتکار جلو می‌آید و از ما می‌پرسد: «چی میل دارید؟» اگر پاسخ دهیم «غذا» یا «خورش» پاسخ ما کامل نیست و خدمتکار از پاسخ ما تعجب خواهد کرد و احتمالاً منتظر پاسخ کامل خواهد ماند. در اینجا، برخلاف مورد اول، اشکال متن در ناقص بودن کلام است نه در اضافه داشتن آن.
بنابر اصل کیفیت، سخن ما باید راست باشد یا، دست کم، از دید خود ما راست و قابل دفاع باشد. بنابراین، اگر کسی روز هشتم خرداد از ما تاریخ بپرسد و ما در پاسخ به او بگوییم «شانزده تیر»، اصل کیفیت را زیر پا گذاشته‌ایم.
اصل سوم گرایس اصل ربط است. مطابق با این اصل، اگر کسی سیگار به لب از ما بپرسد، «ببخشید، کبریت دارید؟» و ما در پاسخ به او بگوییم، «خواهرم دیروز از مشهد آمد» پاسخ بی‌ربطی داده‌ایم. جملۀ مذکور کاملاً درست و دستوری است، اما ربطی به سؤال ندارد. همین بی‌ربط بودن نمی‌گذارد سؤال و جواب مزبور، در ترکیب با یکدیگر تشکیل متن بدهند.
مطابق با اصل شیوه یا آرایش کلام، کلمات متن باید ترتیب معینی داشته باشد. مثلاً، ما اگر در حال نوشتن مقاله‌ای برای روزنامۀ همشهری باشیم و کسی از ما بپرسد «چکار می‌کنید» و ما پاسخ دهیم «همشهری مقاله می‌نویسم دارم برای» پاسخ ما از نظر واژگان درست است، اما ترتیب آن درست نیست.
متن نیز گفتگوست و باید دارای شرایط چهارگانۀ بالا باشد. در گفتگوی متعارف، پرسش‌کننده و پاسخ دهنده مشخص‌ترند. پرسندۀ متن پرسنده‌ای کلی و نامرئی است. هنگامی که نویسنده قلم بر کاغذ می‌گذارد خود را آماده کرده است که به آن سؤال فرضی پاسخ گوید. خواننده‌ای که تصمیم به خواندن اثری می‌گیرد خود یکی از همان پرسندگان است که اکنون به جستجوی پاسخ آمده است. بنابراین در اینجا نیز با متن به معنای کامل کلمه و تمام شرایط حاکم بر آن روبروییم. اگر این متن فاقد مؤلفه‌های لازم باشد، متن واقعی نیست و تأثیرگذاری لازم را نخواهد داشت. با در نظرگرفتن نکات فوق، آنچه می‌نویسیم باید 1. به اندازه بنویسیم، نه کمتر نه زیادتر (اصل کمیت)؛ 2. صادقانه و از ژرفای دل بنویسیم (اصل کیفیت)؛ 3. نامربوط ننویسیم، هرچند درست و حقیقت باشد؛ 4. توالی و نظم سخن را رعایت کنیم.
آنچه امروز ویرایش ساختاری نامیده می‌شود، بر مبنای همین شناخت بنا شده است. در ویرایش ساختاری به درستی و دستوری بودن جمله‌ها کاری ندارند. توجه ویرایش ساختاری به مؤلفه‌های چهارگانۀ فوق است. ویراستار ساختاری باید متن‌شناس باشد. بخش بزرگی از آنچه امروز در ایران منتشر می‌شود، اعم از نوشته‌های خلاق و غیرخلاق، از نظر ساختاری معیوب است.
مواردی که شرح آن رفت به متن گزارشی- توصیفی و همچنین ادبی- خلاق، توجه دارد. اما در مورد متن خلاق باید به فضای خلاق آن توجه داشت. نویسنده می‌تواند در کمیت دست ببرد و با این دست بردن زیبایی بیافریند. اصل کیفیت که تضمین‌کنندۀ صدق گفتار است، در عرصۀ نویسندگی صورت دیگری به خود می‌گیرد. از نویسنده انتظار نداریم آنچه می‌گوید، به معنای متعارف «واقعیت» داشته باشد. واقعیت نویسنده واقعیت داستانی است، زیرا در جهان داستانی سخن می‌گوید. فقط کافی است خواننده بپذیرد. توانایی نویسنده این است که فضایی ایجاد کند که خواننده واقعیت‌های غیرواقعی او را بپذیرد. بنابراین قضاوت دربارۀ سلامت و انسجام متن باید با در نظر گرفتن ژانر موردنظر باشد.

ویرایش فنی (صوری)

  • یکدست کردن رسم‌الخط (قواعد و نشانه‌های وصل و فصل)؛
  • اصلاح غلط‌های املایی؛
  • بررسی بندها؛
  • اصلاح یا اعمال نشانه‌گذاری‌های متن؛
  • یکدست کردن ضبط اعلام، اصطلاحات، آوانگاشت آن‌ها در صورت لزوم و آوردن معادل لاتین کلمات؛
  • اعمال قواعد عددنویسی، فرمول‌نویسی، آوانویسی، اعراب‌گذاری و اختصارهای متنی؛
  • مشخص کردن حدود نقل‌قول‌ها، بررسی ارجاعات، درستی نشانی مآخذ و پانوشت‌ها و یادداشت‌ها؛
  • بررسی کالبدشناسی اثر، شامل تمامی نمایه‌ها، جدول‌ها، نمودارها، تصاویر، عکس‌ها، فهرست مطالب، واژه‌نامه و…؛
  • کنترل اندازه و قلم حروف، تیترهای اصلی و فرعی، سرصفحه‌ها، عناوین بخش‌ها و فصل‌ها، نسخه‌پردازی و نمونه‌خوانی.